ميرزا خانلرخان
211
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
روز پنجشنبهء پانزدهم . صبح همشيرهء صدر ، يك تخته قالى چهارذرعى و سه من زرشك بيدانه بهعنوان سوقات درخش براى من فرستاد ، وقت خواست كه بيايد به منزل من . گفتم : عصر بيائيد و عصر آمدند . آقا محمد على مجتهد هم آمد . بعد از رفتن آقا محمد على خلوت كردم و با همشيرهء صدر خيلى حرف زدم . معلوم شد اين محمد وليخان عليه ما عليه ، صدمههاى بسيار به اين ضعيفهء بيچاره زده است و آنچه مىگفت ، دروغ بوده است . محمد وليخان را خواستم ، آمد . با عيالش روبرو كردم و هرچه خواستم ميانهء آنها را التيامى بدهم ، نشد . قرار شد فردا اجلاس كنم و ميانهء آنها محاكمه كنم . امروز گفتند قاصدى آمده ، احكامى از مشهد آورده است . شب ميرزا شهاب و حاجى كاظم خان آمدند . احكامى از جناب آقا « 1 » براى امير نوشته بودند آوردند . معلوم شد رجوع خراسان با جناب آقا شده است . و در باب جنس سيستان نوشته بودند بيست هزار خروار از هذه السنهء اودئيل تخفيف داده شد . روز جمعهء شانزدهم . صبح عريضه خدمت نواب و الا در جواب رقمى كه ابو القاسم خان براى امر محمد وليخان آورده بود ، نوشتم و تفصيل حالت محمد وليخان را . و در باب جنس كه تحقيقات كردهام ، تفصيل آن را در سه روز بعد مىفرستم و قيمت جنس را حشمة الملك تا دو ريال قبول كرده ، من راضى نمىشوم و هرچه بتوانم بالا مىبرم و مىنويسم ، عريضهاى هم به همين مضمون به نصير الدوله « 2 » نوشته ، جوف پاكت عريضهء نواب و الا مصحوب قاصد فرستادم . عصر اجلاس كردم . از جميع علما و طلاب و اعيان بيرجند براى كار محمد وليخان و همشيرهء صدر . معلوم شد كه محمد وليخان نه ملك دارد و نه مىتواند يعنى نه تسلط شرعى دارد كه عيالش را از قائن حركت بدهد .
--> ( 1 ) - جناب آقا مقصود ميرزا يوسف مستوفى الممالك است كه در آنزمان وزير ماليه بوده است . ( 2 ) - ميرزا عبد الوهاب خان نصير الدوله ( جد آقايان بدر ) وزير تجارت بود .